دلتنگی های ناصر

عشق ثابت کردنی نیست احساس کردنی است

عجب مسافرتی بود

بي همگان به سرشود

بي توبه سرنميشود

داغ تودارداين دلم

جاي دگرنميشود

بي توبراي شاعري

 واژه خبرنميشود

بغض دوباره ديدنت

هست وبه درنمي شود

فكر رسيدن به تو

فكررسيدن به من

ازتوبه خودرسيده ام

اينكه سفرنميشود

دلم اگربه دست تو

به نيزه اي نشان شود

براي زخم نيزه ات

سينه سپرنميشود

صبورخوب خانگي

شريك ضجه هاي من

بنده خسته بودنم

زنگ خطرنميشود

حادثه يكي شدن

حادثه اي ساده نبود

به فكرسرسپردنت

به اعتمادشانه ات

گريه بخشايش من

كه بي ثمرنميشود

هميشگي ترين من

لاله نازنين من

بياكه جزبه رنگ تو

دگرسحرنميشود

امشب تازه ازمسافرت برگشتم

 

درتمام طول سفريه لحظه هم عزيزم ازذهنم بيرون نيومد

کی گفته ازدل برود هرآنکه ازديده برفت؟

اين حرف مطمئنااشتباهه.

  
نویسنده : ناصر ; ساعت ٥:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٤/٢۱
تگ ها :

فالگيريم فال ميگيريم بياتوروزتولدت روبگوتارنگت کنم!!

1 فروردین مشکی.

2 تا 11 فروردین ارغوانی

12 تا 21 فروردین سرمه ای.

22 تا 31 فروردین نقره ای.

1 تا 10 اردیبهشت سفید.

11 تا 24 اردیبهشت آبی.

25 تا 3 خرداد طلایی.

4 تا 13 خرداد کرم.

14 تا 23 خرداد خاکستری.

24 تا 2 تیر بلوطی.

3 تیر خاکستری.

4 تا 13 تیر قرمز.

14 تا 23 تیر نارنجی.

24 تیر تا 3 مرداد زرد.

4 تا 13 مرداد صورتی.

14 تا 22 مرداد آبی.

23 مرداد تا 1 شهریور سبز.

2 تا 11 شهریور قهوه ای.

12 تا 21 شهریور لاجوردی.

22 تا 31 شهریور لیمویی.


1 تا 11 مهر ارغوانی

12 تا 21 مهر سرمه ای.

22 مهر تا 20 آبان سفید.

21 آبان تا 30 ابان طلایی.

1 تا 10 آذر کرم.

11 تا 20 آذر خاکستری.

21 تا 30 آذر بلوطی.

1 دی سبز کله غازی.

2 تا 11 دی قرمز.

12 تا 21 دی نارنجی.

22 تا 30 دی صورتی.

1 تا 4 بهمن زیتونی.

5 تا 14 بهمن آبی.

15 تا 19 بهمن قهوه ای.

20 تا 29 بهمن سبز.

30 بهمن تا 9 اسفند قهوه ای.

10 تا 19 اسفند ارغوانی.

20 تا 29 اسفند لیمویی.

مشکی.


این افراد دارای شهامت و قدرت متهم کردن هستند. تغییرات را در زندگی دوست ندارند.
و هنگامی که تصمیم میگیرند تا مدتها آن را تغییر نمیدهند. کلا زندگی آنها با دیگران متفاوت است

لیمویی.

افرادی ساکت هستند و در عین حال به راحتی دچار استرس میشوند
کمی حسود هستند و در مورد مسائل کم اهمیت شکوه میکنند. آنها نمیتوانند فقط بر روی یک موضوع متمرکز شوند.
ولی به نظر اشخاصی که به آنها اعتماد میکنند و دو ستشان دارند؛ شخصیت توانایی دارند

قرمز

افراد این گروه جذاب و دوست داشتنی هستند و همیشه به همه جا سرک میشند.
همواره در گیر ماجراهای عشقی بوده و دوست داشته شدن را دوست دارند.
آنها سرزنده و بشاش اند ولی میتوانند در بعضی مواقع بد اخلاق هم باشند.
قابلیت سازگاری دارند؛ مهربان ملایم و لطیف بوده میتوانند شما را آنطور که هستید دوست بدارند.
افرادی را دوست دارند که بتوانند راحت با آنها صحبت کنند.



نارنجی.

رقابت را دوست دارند. مسئولیت زندگی خود را بر عهذه گرفته و میدانن که با دیگران چگونه رفتار کنند.
همیشه برای رسیدن به اهدافشان تلاش میکنند و زمانی که رابطه دوستی به وجود آید رقابت جو میشوند.
اعنماد کردن به دیگران برایشان سخت است اما وقتی دوست خوبی بیابند برای همیشه به او اعتماد میکنند


ارغوانی.

این افراد اسرار آمیز هستند. اما خودخواه نیستند. به آسانی به چیزا های اطراف خود علاقه مند میشوند.
بسته به رو حیاتشان یک روز شاد یا غمگین هستند.
در بین دوستانشان محبوبند. از رفتار احمقانه بیزارند آنها به سادگی فراموش میکنند و به دنبال شخصی هستند که بشود به او اعتماد کرد.

کرم.

رقابت جو و اهل ورزش هستند. دوست ندارند ببازند. همیشه سرزنده؛ قابل اعتماد و اهل گشت و گذارند.
آنها عشق خود را به دقت انتخاب میکنند و به سادگی عاشق نمیشوند.
ولی هنگامی که شخص مناسب را یدا میکنند به هر قیمتی وی را برای مدت زمان طولانی برای خود نگه میدارند

سبز کله غازی.

این افراد به ظاهر خود بسیار علاقه مندند. دارای استاندارد های بالایی در انتخاب عشق خود هستند.
آنها فکر میکند و نتیجه میگیرند. به ندرت اشتباهات احمقانه از آنها سر میزند.
این افراد استعداد رهبری و پیدا کردن دوست جدید برایشان فراهم است.

خاکستری.

جذاب و فعالند و هیچ وقت احساسات خود را پنهان نمیکنند. گاهی خودخواه هم میشوند.
و دوست دارند مورد توجه قرار بگیرند دوست ندارند با آنها غیر عادلانه برخورد شود آنها به خوبی میدانند که در بهترین مواقع بهترین سخن را بر زبان آورند.

سبز.

با مردم خیلی خوب کنار می آیند. خجالتی نیستند. گاهی اوقات احساسات دیگران را با صحبتهای خود جریحه دار میکنند.
آنها دوست دارند که دوستشان بدارند و مورد توجه و حمایت عاشق خود قرار بگیرند.
با این حال اغلب اوقات تنها و مجرد هستند.

طلایی.

آنها به خوبی میدانند که چه چیز خوب و چه چیز بد است. مهربان هستند و گردش را دوست دارند.
میتوانند شخصی را که میخواهند پیدا کنند.
اما زمانی که شخص مطلوب خود را بیابند دیگر قادر به دوست داشتن فرد دومی در زندگی خود نیستند.


صورتی.

آنها همیشه سعی میکنند در همه چبیز بهترین باشند. کمک کردن به دیگران و مراقبت از انسانهای دیگر را دوست دارند.
ولی به سادگی خوشحال نمیشوند. آنها دارای افکار منفی بوده و به دنبال عشقی رمانتیک مانند یک پری یا یک موجود خارق العاده اند.

زرد.

افرادی شیرین و ساده هستند.اغلب به آنها اعتماد میکنند. در ارتبازات خود دقت و رهبری زیادی دارند.
تصمیمات خوبی میگیرند و در زمان مناسب انتخاب مناسب انجام میدهند.
همیشه در آرزوی یک رابطه رمانتیک هستند.اما بی شک کسی که عاشق آنها میشود باید صبر پیشه کند و از رفتارهای تند آنها نهراسد.


بلوطی.

آنها باهوش بوده و میدانند چه چیز درست است. دوست دارند که همیشه همه چیز مطابق میلشان پیش رودو این گاهی باعث درد سر شده یا احساسات افراد دیگر را جریحه دار میکند.
با این حال در عشق صبورند.و تا زمانی که به شخص مناسبی برسند برایشان پیدا کردن عشق واقعی سخت و غیر ممکن است.

نقره ای.

خلاق و خجالتی هستند.اما از امتحان کردن چیزهای جدید خوششان می آید.
آنها دوست دارند خودشان را متهم کنند.همه چیز را به آسانی یاد میگیرند و از رسیدن به اهداف خود حتی با سختی لذت میبرند.
زندگی عشقی آنها معمولا سخت است.


سفید.

آنها پر از آرزو و هدف هستند.به سادگی دچار احساسات شده ولی به سختی عکس العمل نشان میدهند.
به طور کلی دارای شخصیتی متفاوت بوده و در نظر دیگران گاهی با منشی ثابت جلوه میکنند.

زیتونی.

دارای قلبی گرم و روشن هستند. با دوستانشان و همچنین خانواده خود راحتتند و مشکل ندارند.
از خشونت خوششان نمیاید.
میدانند که چه چیز درست است.

آنها مهربان و بشاش بوده و به دیگران حسادت نمیکنند.

قهوه ای.

این افراد اهل ورزش نیستند. برای دیگران سخت است که به چنین افرادی نزدیک شوند.
با این حال به سادگی عاشق میشوند.
اما وقتی دریابند چیزی دستشان را نمیگیرد تسلیم شده و به آسانی اجازه میدهند که از دستشان برود.
با این حال فقط یک بار به عشق واقعی دست میابند.
اما افسوس که عموما معشوق حقیقی آنها سرشار از غرور است و این عاشق راستین را فراری میدهد.


آبی.

آنها دارای مناعت طبع پایین بوده و بسیار به اطراف سرک میکشند. در زمینه های هنری احساسات قوی دارند.
دوست دارند عاشق شوند اما با گوش فرا دادن به عقل خود و پیروی نکردن از دل؛ از عشق هم میگذرند


سرمه ای.

این افراد جذابند.
زندگیشان را دوست دارند.
بسیار و به سادگی پریشان میشوند. وقتی که از دست کسی عصبانی شوند بخشیدن آنها برایشان سخت است

لاجوردی.

احساسات آنها ساده و ناگهانی تغییر میکند.همیشه تنها بوده و سفر کردن را دوست دارند.
انسانهایی راستگو و صادقند.
اما بسیار ساده بر آنچه از دیگران میشنوند باور دارند.
برایشان پیدا کردن عشق دشوار است به سادگی شکست خورده و صدمات شدیدی میبینند.



  
نویسنده : ناصر ; ساعت ٤:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٤/۱٦
تگ ها :

امشب داغ کردم اساسی! منوبگيرين

اينم تقديم به اون چشمهاي زيبا

تن رودهمهمه آب

من پرازوسوسه خواب

واسه روياي رسييدن

من بي حوصله بي تاب

ميون باوروترديد

ميون عشق ومعما

باتوهرنفس غنيمت

باتوهرلحظه يه دنيا

باتوپرشورونشاطم

توهياهوي نگاتم

تويه آوازقشنگي

من تو آهنگ صداتم

مث خنده رولباتم

مث اشك روگونه هاتم

توروميبوسم وانگار

شاعرشعر چشاتم

دشت پونه هاي وحشي

رنگ التماس وخواهش

موج خاكستري باد

شعله گرم نوازش

بيا گلواژه عشقو

باتوهمصدابخونم

تورودوست دارم وايكاش

تاابدباتوبمونم

  
نویسنده : ناصر ; ساعت ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٤/۱٢
تگ ها :

همسفرعشق

روزی روزگاری در جزیره ای زیبا تمام حواس زندگی می کردند. شادی، غم، غرور، عشق و....
روزی خبر رسید که به زودی جزیره به زیر آب خواهد رفت . پس همه ساکنین جزیره قایق هایشان را مرمت نموده و جزیره را ترک کردند. اما عشق مایل بود تا آخرین لحظه باقی بماند چرا که او عاشق جزیره بود. وقتی جزیره به زیر آب فرو می رفت عشق از ثروت، که با قایقی باشکوه جزیره را ترک می کرد کمک خواست و به او گفت:
" آیا می توانم با تو همسفر شوم؟"
ثروت گفت: " خیر نمی توانی.من مقدار زیادی طلا و نقره داخل قایقم دارم و دیگر جایی برای تو وجود ندارد."
پس عشق از غرور که با یک کرجی زیبا راهی مکان امنی بود کمک خواست.
عشق گفت:" لطفا کمک کن و مرا با خود ببر."
غرور گفت:" نمی توانم.تمام بدنت خیس و کثیف شده، قایق مرا کثیف می کنی".
غم در نزدیکی عشق بود. پس عشق به او گفت:" اجازه بده تا من با تو بیایم."
غم با صدایی حزن آلود گفت:" آه عشق.من خیلی ناراحتم و احتیاج دارم تا تنها باشم."
پس عشق این بار به سراغ شادی رفت و او را صدا زد.اما او آنقدر غرق در شادی و هیجان بود که حتی صدای عشق را نیز نشنید.
ناگهان صدایی مسن گفت:" بیا عشق.من تو را خواهم برد."
عشق آنقدر خوشحال شده بود که حتی فراموش کرد نام یاریگرش را بپرسد و سریع خود را داخل قایق او انداخت و جزیره را ترک کرد. وقتی به خشکی رسیدند پیرمرد به راه خود رفت و عشق تازه متوجه شد که چقدر به پیرمرد بدهکار است چرا که او جان عشق را نجات داده بود.
عشق از علم پرسید:" او که بود؟"
علم پاسخ داد:" او زمان است."
عشق گفت:" زمان! اما چرا به من کمک کرد؟"
علم لبخندی خردمندانه زد و گفت:" زیرا تنها زمان قادر به درک عظمت عشق است."
  
نویسنده : ناصر ; ساعت ٥:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٤/۱٢
تگ ها :

اينو ساقی نوشته بود من خوشم اومدکپی کردم

زیباترین قلب
روزی مرد جوانی وسط شهری ایستاده بود و ادعا میکرد که زیبا ترين قلب را در تمام آن منطقه دارد.جمعیت زیادی جمع شدند.قلب او کاملا سالم بود.و هیچ خدشه ای بر آن وارد نشده بود.پس همه تصدیق کردند که قلب او به راستی زیباترين قلبي است كه تا كنون ديده اند.مرد جوان در كمال افتخار با صدايي بلندتر به تعريف از قلب خود پرداخت ؛ناگهان پير مردي جلوي جمعيت آمد و گفت((اما قلب تو به زيبايي قلب من نيست.))
مرد جوان و بقيه جمعيت به قلب پيرمرد نگاه كردند.قلب او با قدرت تمام ميتپيد اما پر از زخم بود.قسمتهاا از قلب برداشته شده بود و تكه هايي جايگزين آخها شده بود.اما آنها به درستي جاهاي خالي را پر نكرده بودند و گوشه هاي دندانه دندانه در قلب او ديده ميشد.در بعضي نقاط شيارهاي عميقي وجود داشت كه هيچ تكه ايي آنها را پر نكرده بود.مردم با نگاهي خيره به او مينگريستند و با خود فكر ميكردند كه اين پير مرد چطور ادعا ميكند كه قلب زيباتري دارد.مرد جوان به قلب پيرمرد اشاره كرد و خنديد و گفت:((تو حتما شوخي ميكني...قلبت را با قلب من مقايسه كن؛قلب تو تنها مشتي زخم و خراش و بريدگي است.))
پير مرد گفت:((درست است قلب تو سالم به نظر ميرسد اما من هرگز قلبم را با قلب تو عوض نميكنم.ميداني هر زخمي نشانگر انساني است كه من عشقم را به او دادم.من بخشي از قلبم را جدا كرده ام و به او بخشيده ام.گاهي او هم بخشي از قلب خود را به من داده است.كه به آن قسمت بخشيده شده قرار داده ام؛اما چون اين دو عين هم نبوده اند گوشه هاي دندانه دندانه در قلبم دارم كه برايم عزيزند.چرا كه يادآور عشق ميان دو انسان هستند.بعضي وقتها بخشي از قلبم را به كسي بخشيده ام اما آنها چيزي از قلب خود به من نداده اند.اينها همين شيارهايي عميق هستند گر چه دردآورند اما يادآورعشقي هستند كه داشته ام.اميدوارم كه آنها هم روزي بازگردند و اين شيارهاي عميق را با قطعه اي كه من در انتظارش بوده ام پر كنند.پس ميبيني كه زيبايي واقعي چيست؟))
مرد جوان بي هيچ سخني ايستادو در حالي كه اشك از گونه هايش سرازير ميشد به سمت پيرمرد رفت.از قلب جوان و سالم خود قطعه اي بيرون آورد. و با دستهاي لرزان به پيرمرد تقديم كرد.پيرمرد آن را گرفت آن را گرفت و در قلبش جاي داد. و بخشي از قلب پير و زخمي خود را در جاي زخم قلب مرد جوان گذاشت.مرد جوان به قلبش نگاه كرد ديگر سالم نبود اما از هميشه زيبا تر بود زيرا كه عشق از قلب پيرمرد به قلب او نفوذ كرده بود.

  
نویسنده : ناصر ; ساعت ٥:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٤/۱٢
تگ ها :

تولدم مبارک!!

سلام

اولين جمله اين روززيباروبه نام حضرت دوست شروع ميکنم.

چقدرزندگی کردن درسايه عشق زيباست.

امروزيکی ازبچه ها حالموپرسيد.

گفتم انگارتازه دنيااومدم.

گفت تولدت مبارک .

گفتم تولدم نيست من احساس دنيااومدن ميکنم.

راستی روزدنيااومدن چه روزيه؟

روز تولدهرکسی همون روزبه اين دنياپاگذاشتنه؟

روزعاشق شدنه؟

روزبه عشق رسيدنه؟

ياشايدحتی روزمردنه؟   
نویسنده : ناصر ; ساعت ۱:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٤/۱٢
تگ ها :

 


سلام!
زندگيم شده يه کلاف سر در گم!نميدونم چه جوري گره هاشو ميشه باز کرد...شايد هم ميدونم اما «کو همتي تا.........»
يه مدته که اين شعر افتاده تو دهنم:
در اين زمانه ي بي هاي و هوي لال پرست
خوشا به حال کلاغان قيل و قال پرست
چگونه شرح دهم لحظه لحظه ي خود را
براي اين همه ناباور خيال پرست
به شب نشيني خرچنگ هاي مردابي
چگونه رقص کند ماهي زلال پرست
.......
گاهي فکر ميکنم شاعر اين شعر چه خود خواه بوده و خودش رو چه دست بالا حساب کرده...
اما گاهي که دلم ميگيره(مثل اين چند وقت...)ميبينم که چه قدر حرف دلمه اين شعر..........
ديگه حرفي نيست! يعني بودنش که هست اما............

  
نویسنده : ناصر ; ساعت ٦:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٤/۱٢
تگ ها :

سلام

  
نویسنده : ناصر ; ساعت ٦:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٤/۱٢
تگ ها :