دلتنگی های ناصر

عشق ثابت کردنی نیست احساس کردنی است

عشق من پیشم نیست

عشقبازی به همین آسانی است



که گلی با چشمی



بلبلی با گوشی



رنگ زیبای خزان با روحی



نیش زنبور عسل با نوشی



کارهمواره ی باران با دشت



برف با قله ی کوه



رود با ریشه ی بید



باد با شاخه وبرگ



ابرعابر با ماه



چشمه ای با آهو



برکه ای با مهتاب



ونسیمی با زلف



دوکبوتر با هم



وشب و روز وطبیعت با ما



... عشق بازی به همین آسانی است



شاعری با کلماتی شیرین



دست آرام ونوازش بخش بر روی سری



پرسشی از اشکی



وچراغ شب یلدای کسی با شمعی



... عشق بازی به همین آسانی است



که دلی را بخری



بفروشی مهری



شادمانی را حراج کنی



رنجها را تخفیف دهی



مهربانی را ارزانی عالم بکنی



وبپیچی همه را لای حریر احساس



گره عشق به آنها بزنی



مشتریهایت را با خودببری تا لبخند



... عشق بازی به همین آسانی است



... به همین آسانی


عشق من عاشقم باش
  
نویسنده : ناصر ; ساعت ۳:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٩
تگ ها : عشق