دلتنگی های ناصر

عشق ثابت کردنی نیست احساس کردنی است

بازهم ازوبلاگ دکترشیری

مردی همیشه به کاری نیست که انجام میدی ؛ گاهی اوقات به کارهایی هست که انجام نمیدی

 

طرف بارها و بارها به پیشنهادهای مختلف شیطونی که بهش شده بد نه گفته بود...آدم مورد توجهی بود و بهم میگفت با اینکه خیلی از این زنها و دخترها از نظر قیافه و تیپ و جذابیت از زنم سر ترند اما نمیخوام  این کار را بکنم. روزی که ازدواج کردم اول به خودم متعهد شدم بعد به اینکه دلش را نسوزونم.ممکنه سرم موقع رانندگی تو چهار راه بچرخه سمت یه دختر خوشگل ولی بیش از این نذاشتم تو دلم آبی تکان بخوره

از تواضعش لذت بردم...خستگیم در رفت از دیدن مردی کسی که شاید کارهای بزرگی نکند اما "نه" های بزرگی تو جوونیش گفته

 

سلام دکتر

من بامردی متاهلی دوست هستم خیلی بهم وابسته هستیم میدونم کارم اشتباه است اما نمی تونم ترکش کنم بعضی وقتی به این فکر میکنم اگر خودم ازدواج کنم وشوهرم باخودم همین کار کنه چی؟اما خیلی تنهام واون حرفام میفهمه راهنمایاش خیلی واسم مفید بوده....
دکتر از اینده خودم میترسم چیکار کنم
---------------------------------------
باید برید پشت این وابستگی را ببینید...با خودتون روراست باشید. شما از ارتباط ممنوعه چرا اینقدر انرژی میگیرید ؟ ما انسانیم...نیازهایی داریم...ضعفهایی...نقاط خوب یا بد...حق داریم عاشق بشویم، مورد عشق یه آدم حسابی قرار بگیریم. این نیاز را چگونه برطرف کنیم؟ شراب را باید در جام زرین نوشید نه آفتابه. شوونات آدم این نیست که بره روزی یکی دیگه را بزنه از دستش.

من بنا نیست  از اخلاقیات دم بزنم . حداقلش کارم این نیست .تو تحلیل باید فکر کنیم به اینکه فرد وقتی نفر دوم رابطه است با "من خوب نیستم "ش تغذیه میشود. تو پیش نویسهاش یا طرحواره هاش بهش شانیت داده نشده...باید بره پس بگیره

حالا اینکه با نفرین و ناله بخواهیم به کسی بگیم فردا سرت میاد و ...افاده نمیکنه . نمیخوایم عمه تراپی کنیم که...خیلی هایی که به افراد خائن حمله میکنند ، از شدت ترسهاشونه . از کامنتهاشون میتونی بفهمی چقدر با این موضوع بیگانه اند. نبی اکرم فرموده اند الناس اعداء ما جهلوا= مردم دشمن چیزی هستند که نمیشناسندش . کسی که خیانت را بشناسد و بفهمد پیچیده است و تنها به یک دلیل رخ نمیدهد  ، به راحتی درباره این موضوع نظر نمیدهد.آدم باید سعی کند نیفته تو این وادی. باید سر خونه دلش بشینه و رصد کنه تا خراب نشه گوهرش 

باید الگوی فرد را بررسی کرد...پیش نویسهای عاطفیش را دید...رابطه اش با والدش را دید...باید گشت دید کجا گم شده...هر کسی که گم بشه عالم یه صاحابی داره که آدرسها را بلده

 از ارتباطش میگفت با مدیرعامل متاهلش . سنش به زور به ۲۴ میرسید.چشمانش خسته بود و دائم موبایلش  را چک میکرد...انقدر اضطراب داشت که نه حرفهایش نظمی داشت نه نظم حرفهای من را درک میکرد.بهش گفتم جوونیت ، درس دانشگاهت  ، خانواده ات ...همه و همه را پای این ارتباط عقیم صرف کرده ای

 

-چرا عقیم ؟

- چون متاهلها وقتی وارد ارتباط ممنوعه میشوند همیشه یه بازی روانی  دارند برای توجیه خودشون ( سردی همسر / جوون بودم زنم دادند / شوهرم جلاده)  و از ازدواجشون بیرون نمی آیند و پارتنرشون را میکنند زنگ تفریحشون تا بتونند به کارای دیگرشون هم برسند .

از طرفی مدیرعامل تو آدم موفقیه تو زندگی اش وازدواجش یک پوشش اجتماعی social coverage  خوب برای توسعه قدرتهاشه زیرا ازدواج کارت ورود به خیلی از مناسبتهای اجتماعی میباشد ، خب خر نیست بیاد به خاطر تویی که هنوز بچه ای و سن بچه اش هستی ، زندگیش را به خطر بیندازد...اون حسابگره

نخواستم مدیرعامله را  تو ذهنش جلاد کنم - گرچه اعتقادم این بود که اون مرد  یک شکارچی حقیره که آنیمای زندگی نکرده خودش را روی دختران جوان معصوم پرسفونی فرافکنی میکنه تا درد پیر نشدن را حس نکنه و به جای اینکه بحران میانسالی را مدیریت کنه  ، خودش را سپرده به طوفان تستسترون  ـ اما دلم میخواست بفهمه اون کورسوی امیدی که دختره را تو رابطه نگه داشته یک هذیانه . اون داره با ذهنیات مثبتش به این رابطه متعفن ، اسپری خوشبوی شانل میزنه ، اما چه فایده ؟

روی "گه " هرچقدر هم عطر گران قیمت بزنی چند دقیقه بیشتر طول نمیکشه که بو تعفن اصلی میزنه بالا 

  
نویسنده : ناصر ; ساعت ٢:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٩