دلتنگی های ناصر

عشق ثابت کردنی نیست احساس کردنی است

 


سلام!
زندگيم شده يه کلاف سر در گم!نميدونم چه جوري گره هاشو ميشه باز کرد...شايد هم ميدونم اما «کو همتي تا.........»
يه مدته که اين شعر افتاده تو دهنم:
در اين زمانه ي بي هاي و هوي لال پرست
خوشا به حال کلاغان قيل و قال پرست
چگونه شرح دهم لحظه لحظه ي خود را
براي اين همه ناباور خيال پرست
به شب نشيني خرچنگ هاي مردابي
چگونه رقص کند ماهي زلال پرست
.......
گاهي فکر ميکنم شاعر اين شعر چه خود خواه بوده و خودش رو چه دست بالا حساب کرده...
اما گاهي که دلم ميگيره(مثل اين چند وقت...)ميبينم که چه قدر حرف دلمه اين شعر..........
ديگه حرفي نيست! يعني بودنش که هست اما............

  
نویسنده : ناصر ; ساعت ٦:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٤/۱٢
تگ ها :