دلتنگی های ناصر

عشق ثابت کردنی نیست احساس کردنی است

نگاه تو آغاز بود .... ازل بعدترآمد

کوه بانخستین سنگ ها آغاز می شود

وانسان بانخستین درد....

 

من اما

با

نخستین نگاه تو آغاز شدم

زیر سایه امن ترین سایه بان هستی هم که نشسته باشم

دلواپس دلواپسیهایت هستم...

دلی که یه روز یه خونه بود

بعدازسالهاویرانی

درحال مرمت بود

نشسته بودم نقاشی میکشیدم

حافظه ام کم شده لعنتی

هرچی فکر میکنم

یادم نمیاد

مهربونی چه رنگی بود؟؟

رنگ چشاتو میگم...

  
نویسنده : ناصر ; ساعت ۱٠:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۱٧