دلتنگی های ناصر

عشق ثابت کردنی نیست احساس کردنی است

غازهاوعقابها

توی زندگی ، تفاوت آدم ها در نگاهشون به زندگی ، به اندازه تعداد اونهاست . همون
طور که صورت ها و ظاهر ادم ها با هم فرق داره ، در افکار و رفتارشون با هم
تفاوت دارن .

به نوعی می شه گفت هر انسانی یک کتابه . تا زمانی که بازش نکنی و نخونیش ،اون
رو کامل نشناختی . اصلا هم اسون نیست چون گاهی بعضی کتاب ها اونقدروحشتناک
هستند که تا چند وقت از خوندنشون کابوس می بینی و آشفته می شی ولی گاهی خوندن
بعضی کتاب ها مثل قران ، حافظ ، اشعار سهراب تا سال ها مستت می کنه چون یک جمله
اش می تونه روحت رو دوباره از اول جلا بده و دلت رو صاف کنه .

توی این دنیا از بچگی ، ما تعلیم داده می شیم و قوانینی برای ذهن بی برنامه و خالی
ما وضع میشه که از طرف خانواده ، دوست ، مدرسه و اجتماع خودآگاه ، نا خودآگاه ،
مستقیم، یا غیرمستقیم، ارادی و غیرارادی در مغز کوچیک ما جا گرفته که پاک کردن
و از اول نوشتن قوانین اراده فولادی و تمرین خیلی زیادمی خواد .

دکتر وین دایر در کتاب عظمت خود را دریابید بحث جالبی می گه :

می گه ادم ها دو دسته هستند غاز ها و عقاب ها . هرگز نباید عقاب ها رو به مدرسه
غازها فرستاد و نباید افکار دست و پا گیر غازها فکر عقاب ها رو مشغول کنه . کسی
که مثل غاز هست و تعلیم داده شده نمی تونه درست پرواز کنه و به خار و خاشاک گیر
می کنه که مانع پروازش می شه . ولی عقاب رسالتش اوج گرفتنه . عقابی که مثل غاز
رفتار می کنه از ذات خودش فرار می کنه .

بدترین چیز ندونستن قوانین عقاب هاست . این که ندونیم چطوری عقاب باشیم .

* غازها همه مثل هم فکر می کنند و همیشه هم ادعا می کنند که درست فکر می کنند .
افکارشون کپی شده هست و اصلا خلاقیت نداره . اکثر مواقع هم همگی با هم به نتایج
یکسان می رسند چون دقیقا مثل هم فکر می کنند .

*عقاب ها می دونند زمانی که همه مثل هم فکر می کنند در واقع اصلا کسی فکر نمی
کنه.

* غازها همیشه می دونند غاز دیگه چطوری زندگی کنه بهتره ! هر کسی جای کس دیگه
تصمیم می گیره . برای همین اکثر یا دیر به بلوغ (فکری – جنسی – احساسی) می رسن
و یا اصلا بالغ نمی شن .

*عقابها به خلاقیت ذهن هر کس اعتقاد دارن و در زندگی ماهیگیری به فرد یاد
می دن و نه ماهی . در محله عقاب ها هر کسی جای خودش باید فکر کنه و کسی
مسئولیت زندگی کس دیگه رو به عهده نمی گیره.

* غازها از جسمشون بیش از حد کار می کشن و تمام توان داشته و نداشته رو به کار
می گیرن و به نتایج دلخواه نمی رسن .

*عقابها اول تمام جوانب کار رو در نظر می گیرن ، باتوجه به تجارب قبلی و
برنامه ریزی های ذهن خلاقشون تصمیم می گیرند و بعد شروع به کار می کنند .
عقاب هاایمان دارند که تلاش جسمی به تنهایی اصلا برای کار کافی نیست.

* غازها حریم شخصی ندارند و بارها و بارها وارد حریم خصوصی عقاب ها می شن چون
حرمت ندارند .

*عقاب ها به حریم شخصی هر فردی احترام می زارن و قاطعانه به افرادی که وارد
حریم خصوصی اونها می شن تذکر می دن.

* غازها باید همه رو راضی نگه دارند و تمام تلاششون رو در روابط می کنند که همه
انسان ها ، تک به تک از اونها راضی باشند . به جای انجام وظایف و رسالت خودشون
، رضایت همه اطرافیان رو با هر زحمتی شده به دست می یارن چون اگر به دست نیارن
احساس خلا می کنند ..

*عقاب ها می دونند که به دست اوردن رضایت همه افراد امکان نداره و نیمی از
مردم همیشه با نیمی از افکار اونها مخالفند و این وظیفه یک عقاب نیست که
مخالفانش رو راضی نگه داره.

* غاز نه نمی گه و همش شاکی هست که چرا باید اینهمه به دیگران توجه کنه .

*عقاب در مواقعی که لازم هست ، به راحتی نه می گه.

* غاز شرط اول ارتباط رو صمیمیت بیش از حد می دونه .

*عقاب شرط اول ارتباط رو احترام متقابل می دونه.

* غاز نمی خواد باور کنه که دشمنی داره .

*عقاب می دونه که باید دشمنش رو ببخشه ولی بهش اعتماد نمی کنه.

* غاز از تجربیات درس نمی گیره و فقط آزار می بینه .

*عقاب بعد از گذروندن سختی مسئله ، به فکر پذیرش مسئله و درس های ممکنه هست.

* غاز از دلش هیچ وقت حرف نمی زنه ..

*عقاب با دلش زندگی می کنه.

* غاز یا احساسیه و یا منطقی .

*عقاب می دونه که در دورانی از زندگی باید مغز رو پرورش و ورزش دارد و در
دورانی دیگه باید دل رو نوازش داد و به حرف های دل بها داد.

* غاز اشتباه نمی کنه ..

*عقاب می دونه اگر هیچ وقت اشتباهی نکرده ، دلیلش اینه که اصلا دست به عملی
نزده.
 
 
* غاز جای دیگران زندگی می کنه .

*عقاب می دونه که باید به دیگران کمک کنه ولی جای کسی نباید زندگی کنه چون
تجربه خود بودن رو از اون فرد گرفته.

* غاز همیشه همه کار می تونه انجام بده .

*عقاب می دونه چه کارهایی رو می تونه انجام بده و چه جایی باید اعلام کنه که از
عهده اون بر نمی یاد.

* غاز همیشه مجبوره .

*عقاب همیشه مختاره و اگر به جبر روزگار مجبور شد کاری رو انجام بده ، می پذیره
و می گه : ترجیح می دم این کار رو انجام بدم.

* زمان غاز تفریح مشخص نیست .

*عقاب برای تفریحش برنامه ریزی می کنه و می دونه که فاصله خالی این نت تا نت
بعدی در موسیقی ، دلیل دل نشین بودن اون هست.

* غاز همیشه ناراضیه و شاکی و همیشه در حال شناخت عامل این بدبختی هست .

*عقاب همیشه راضیه و می دونه هر سختی هم پایانی داره . عقاب باور داره ان مع
العسر یسرا.

* غاز عبادت عادتش شده .

*عقاب تکرار و عادت و روزمرگی رو مرگ دل و پرستش می دونه.

* غاز نسبت به عقاب یا احساس برتری می کنه و یا احساس ضعف .

*عقاب باور داره برتری وجود نداره . اصل فقط تفاوت است که باعث برتری کسی بر کس
دیگه نمی شه.

* غاز زیاد از مغزش کار می کشه البته بدون بهره وری لازم .

*عقاب مفید فکر می کنه و از اشتباهاتش درس می گیره.

* غاز می خواد غاز باشه چون غاز بودن و نپریدن خیلی اسون تر از پرواز و اوج
گرفتن هست .

*عقاب بر عقاب بودن اصرار داره ، حتی اگر بارها به مدرسه غازها رفته باشه و به
خاطر عقاب شدن بهای سنگینی رو بپردازه.

**یک نکته کنکوری برای عقاب ها*

غازها همیشه می خوان یک عقاب یک جور دیگه باشه ، یک جور دیگه عمل کنه ! براشون
ارتباط هیچ وقت کافی و رضایت بخش نیست .

دقت کن : غاز چون خودش رو نپذیرفته و خودش رو درست نمی شناسه ، از تو می خواد که
یه جور دیگه عمل کنی ! هیچ وقت براش رضایت بخش نیستی و عملا بهت می گه که براش
کافی نیستی چون همیشه یه کاری کم کردی !

سعی کن خودت باشی و بهترین نقش رو داشته باشی (به عنوان دوست - همسر -
خواهر - برادر- بچه) ولی سعی نکن که خودت رو مجبور کنی که طبق خواست اون خودت رو تغییر بدی .
اون ناراضی به دنیا اومده و از دنیا می ره . از زندگی عقب نیفتی چون قرار نیست
که غاز باشی .



*عقاب باشید و سربلند*
  
نویسنده : ناصر ; ساعت ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/۱۱