سلام!
زندگيم شده يه کلاف سر در گم!نميدونم چه جوري گره هاشو ميشه باز کرد...شايد هم ميدونم اما «کو همتي تا.........»
يه مدته که اين شعر افتاده تو دهنم:
در اين زمانه ي بي هاي و هوي لال پرست
خوشا به حال کلاغان قيل و قال پرست
چگونه شرح دهم لحظه لحظه ي خود را
براي اين همه ناباور خيال پرست
به شب نشيني خرچنگ هاي مردابي
چگونه رقص کند ماهي زلال پرست
.......
گاهي فکر ميکنم شاعر اين شعر چه خود خواه بوده و خودش رو چه دست بالا حساب کرده...
اما گاهي که دلم ميگيره(مثل اين چند وقت...)ميبينم که چه قدر حرف دلمه اين شعر..........
ديگه حرفي نيست! يعني بودنش که هست اما............

/ 5 نظر / 13 بازدید
saghi

برا چی حال گرفته؟

naser

ازدست کوروش

saghi

واسه چی؟

naser

نه منظورم اين بودکه کوروش جای من نوشته من حالم گرفته نيست

eue_sun

کاش يک کم دست از خودخواهيامون بر ميداشتيم کاش با هم بيشتر يک رنگ و يک رو بوديم کاش اينقد دروغ نميشنيديم کاش نامرديها کمتر بود کاشانصاف داشتيم کاش رفيق ميمونديم کاش ميتونستيم به هم اعتماد کنيم تا بتونيم درد دل کنيم کاش............. بعضی وقتا ميگم کاش عاشق نمی شديم عشق نبود اما بعد پشيمون ميشم آخه اگه عاشق هم نشيم اگه عشق هم نباشه ما که ديگه هيچی نيستيم هيچی نداريم که...........