قوانین ناصر

غم زمانه خورم یا فراق یار کشم

به طاقتی که ندارم کدام بار کشم

 

 

 

 

غم زمانه خورم یا فراق یار کشم

به طاقتی که ندارم کدام بار کشم

 

نه قوتی که توانم کناره جستن از او

نه قدرتی که به شوخیش در کنار کشم

نه دست صبر که در آستین عقل برم

نه پای عقل که در دامن قرار کشم

ز دوستان به جفا سیرگشت مردی نیست

جفای دوست زنم گر نه مردوار کشم

چو می‌توان به صبوری کشید جور عدو

چرا صبور نباشم که جور یار کشم

شراب خورده ساقی ز جام صافی وصل

ضرورتست که درد سر خمار کشم

گلی چو روی تو گر در چمن به دست آید

کمینه دیده سعدیش پیش خار کشم

 

یاداون جمله هادی افتادم که هشدارمیدادروی قوانین ناصرپانذارین...

حالاخودناصرروقوانین خودش پامیزاره...

/ 1 نظر / 11 بازدید
...

عاقبت يك جايي..يك وقتي..به قول شازده كوچولو: دلت اهلي يك نفر مي شود...! ودلت.. براي نوازش هايش تنگ مي شود.. حتي براي نوازش نكردنش.. تومي ماني ودلتنگي ها.. تو مي ماني وقلبي كه لحظه هاي ديدار تندتر مي تپد.. سراسيمه مي شوي.. بي دست وپا مي شوي.. دلتنگ مي شوي.. دلواپس مي شوي.. دلبسته مي شوي.. ومي فهمي.. نمي شود زن بود وعاشق نبود