صحبتهای هوشنگ کامکاردرموردنعمت اله آغاسی

 

 

تقدیم به نعمت‌­اله آغاسی، هنرمند خاکی، مردمی و انسان­‌دوست خوزستانی

هوشنگ کامکار:
در عمق کارون بهانه و نشانه‌ای است برای نکوداشتِ نامِ نیک ِهنرمندی محبوب و محجوب که نعمت‌اله آغاسی نام داشت. او از متن کوچه‌های خاکی خوزستان برخاست و تواضع و اصالت خاک پاک و گرم زادگاهش را همیشه در خویشتن انسانی‌اش پاس می‌داشت و به‌راستی در عمل خود را خاک پای مردم ایران می‌دانست. ترانه‌هایش حرف دل مردم و عاشقان ساده و بی‌ریای کوچه و بازار بود که در حافظۀ فرهنگی مردم ثبت شد و تأثیر به‌سزایی بر آن گذاشت. صدایش چون خاکِ گرم و اصیلِ جنوب، گرم و چون موج‌های بغضناک و روانِ کارون جاری بود. او هرگز مردم، میهن، زادگاه و طبقۀ اجتماعی را که از آن برخاسته بود فراموش نکرد.

روزهای اوج نعمت‌اله آغاسی مقارن با روزگار جوانی من بود. او در آن سال‌ها چونان پدیده‌ای اجتماعی، نه تنها توجه خیل میلیونی مردمان را به خود معطوف کرده، بلکه به عنوان پدیده‌ای جامعه‌شناسانه توجه و تأمل دانشوران علوم اجتماعی را نیز برانگیخته بود که چگونه انسانی از طبقۀ پایین اجتماعی و محروم از تمامی امکانات آموزشی، بی‌آن‌که استاد و آموزگاری و یا دانشگاهی دیده باشد، این‌گونه توانسته بود ببالد و برآید و در اجرای آثار موسیقایی و جذب مخاطبان میلیونی گوی توفیق را از همگان برباید. متأسفانه فضای روشنفکری و آکادمیک ما از آغاز مدرنیته به این‌سو، همیشه با نوعی تفرعن رفتاری و تحقیر پدیده‌های بومی و درون‌زاد مواجه بوده است و این آسیب و مرضِ مزمنِ هنر، هنوز هم در فضای رفتاریِ علمی ما زیانبارانه تداوم دارد. در ایام دانشجویی من، یکی از بزرگان علوم اجتماعی و جامعه‌شناسی که در دانشگاه تدریس می‌کرد و محبوب اکثر روشنفکران نیز بود، توجهی ویژه به پدیدۀ آغاسی داشت. روزی این توجه و تأمل را با من در میان گذاشت و گفت که هرگاه آثار هنرمندان و نخبگان هنری ما توانست چون آثار نعمت‌اله آغاسی شور و شوق میلیونی مردم را برانگیزد و به شمارگان او برسد، بخشی از جنبه‌های مهم یک اثر هنری را خواهد داشت. استاد من تأکید داشت که یک اثر هنری هنگامی ارزشمند و درخور خواهد بود که بتواند تأیید نخبگان و پسند عموم مردمان را به دست آورد. به عبارت ساده‌تر، اثری هنری خواهد بود که خواص تحسین‌اش کنند و عوام بپسندندش زیرا مسایل تکنیکی و دانش هنری و توجه به مخاطب و جذب آن لازم و ملزوم یکدیگر هستند. از آن روزگار تا کنون، همیشه این سخن استاد با من و در من تجربه و تکرار می‌شود.

اکنون که به سالروز تولد آغاسی (۱۳۱۸/۴/۲۹) نزدیک می‌شویم، در عمق کارون را بر روی ترانۀ زیبا و به‌یادماندنی او «لب کارون» برای ارکستر سمفونیک تنظیم کردم که ویدیوی آن توسط گروه فیلم‌سازی راش و ضبط موسیقی آن توسط سیاوش کامکار انجام شده است. شاید بسیاری به دلیل سیطرۀ‌‌ همان شبه‌اندیشه‌ای که پیش‌تر بر آن اشاره رفت، از کار کوچک من در نکوداشت نعمت‌ آغاسی تعجب کنند ولی شایستگی او تقدیری بیش از این‌ها می‌طلبد. او به جای تکرار ناشیانۀ ملودی‌های هزاربار تکرار شدۀ مردم مغرب‌زمین، ترانه‌های خود را از دل موج‌ها در ژرفای کارون و رقص ماهی‌ها در ساحل شط به دست می‌آورد و نغمه‌هایش تداوم طبیعی و صمیمی نغمه‌های هزاره‌های پیش است. اکثر ملودی‌ها و ترانه‌های نعمت آغاسی شباهت زیادی به نوحه‌های مردم جنوب، آوازهای جاودان بخشو و نیز شروهای دشتستانی فایز دارند و از این روست که همگی اصیل و برآمده از دلتنگی‌های بی‌ریای مردم‌اند. حال، دیگران هر نامی می‌خواهند بر آن بگذارند ولی من آن را موسیقی مردمی می‌دانم، زیرا روان‌ترین روایتِ بی‌ریای موسیقی مردمی ایران است یا به قول امروزی‌ها، ترانه‌های آغاسی موسیقی پاپ است. او در ایران، مردمی‌ترین خواننده‌ای است که من تا کنون شناخته‌ام. زندگی بسیار ساده و معمولی داشت، در سال‌های اوج شهرت به خیلی‌ها کمک مالی و معنوی کرد و انسانی باایمان بود. حتی در اواخر عمر هم به دنبال مسؤولیت‌پذیری اجتماعی‌اش بود و علاوه بر کمک به مردم مستمند، چند برنامۀ خیریه برای سالمندان جادۀ حصارک مهرشهر کرج و معلولین مجتمع توان‌بخشی حضرت علی واقع در جادۀ لشکرک اجرا کرد که با استقبال بی‌نظیری مواج شد.

آغاسی در اواخر عمر، در یکی از مصاحبه‌هایش چنین می‌گوید: «دعوت‌نامه‌هایی برای اجرا در انگلیس، کانادا، آمریکا و چند کشور اروپایی داشتم اما قبول نکردم. دلم می‌خواهد همین‌جا و برای همین مملکت بخوانم. عمری برای مردم خوانده‌ام اما امروز نمی‌توانم بخوانم. من مال این خاک‌ام و این خاک مال من است. یک وجب از خاک مملکتم را با تمام دنیا عوض نمی‌کنم، چرا که عاشق این مملکتم. از این خاک به دنیا آمده‌ام و در این خاک فرو می‌روم.» بالاخره، آغاسی به آرزویش رسید و در ایران، در امام‌زاده طاهر، کنار مزار دیگر هنرمندان به خاک سپرده شد. مردم در مراسم خاکسپاری‌اش غوغا کردند. شدت جمعیت به حدی بود که تمام فضای داخل امام‌زاده طاهر پر شده و اتوبان کرج برای مدتی مسدود بود. مردم بر مزارش ترانه‌هایش را زمزمه می‌کردند و یاد همۀ هنرمندان خفته در امام‌زاده را گرامی می‌داشتند.
/ 0 نظر / 25 بازدید