شناخت و نفوذ افراد فقط با یک سوال

دنیای امروز دنیای ارتباطات است و افرادی موفق هستند که ارتباطات قوی وقدرتمندی دارند. شاید بتوان گفت بیش از 80درصد از موفقیتهای ما به کیفیت روابطمان بستگی دارد . وقتی ما بتوانیم ارتباطی قوی و صمیمانه برقرار کنیم ؛ بالطبع ما سریع تر و راحت تر به اهداف و آرزوهای خود می رسیم.

فکر می کنم خود شما بارها شاهد بوده اید که اشخاصی در کمترین زمان ، چنان در دیگران تاثیر مثبت و خوبی گذاشته اند که به راحتی برای در خواستهایی بزرگ پاسخ مثبت دریافت کرده اند و حال آنکه افراد دیگری ، علی رغم ارتباط طولانی چنین شانسی نداشته اند !!!فکر می کنید چرا نتایج متفاوت بوده است؟ نوع برقراری ارتباط آنها با هم متفاوت بوده است.

بطور کلی افراد از نظر ارتباطی به سه دسته 1-بصری 2-سمعی3-لمسی تقسیم می شوند .




افراد بصری :

افرادی هستند که بیشتر به کیفیتهای دیداری توجه دارند و تصاویر برایشان بیشتر جلب نظر می کند . از آنچه دیده اند و می بینند صحبت می کنند . هیجانی تر و سریعتر از افراد دیگر صحبت می کنند . از حرکات دست بسیار استفاده می کنند و می کوشند سخنان خود را با حرکات به تصویر بکشند. چون سرعت کلامشان با سرعت تصاویر متحرک ذهنی شان برابر نیست ، معمولا ً برای بیان اندیشه های خود شتاب دارند ، برخی کلمات را حذف می کنند و آنچه را می گویند به گونه ایست که مخاطب تصویر آن را در ذهن خود ببیند . افراد بصری به رفتار و ظاهر ما و هر آنچه را که به چشم می آید ، بیشتر توجه می کنند .و ظاهری آراسته برایشان بسیار با اهمیت است . بصری ها عاشق گل اند . دوستدار هدیه اند . و در آرشیو کردن عکس و فیلم استعداد خارق العاده ای دارند.

ذهنشان بر اساس تصاویر می اندیشد و آنچه را که ببیند در الویت قرار می دهد نه آنچه را که بشنوند.

تکیه کلام آنها همیشه بر اساس تصاویر هست مثل"چه منظره زیبائی ،چه غروبی،قشنگ،زیبا،خوش تیب و.."




افراد سمعی:

افراد سمعی جهان را با اصوات و الحان و موسیقی درک می کنند، شنوائی بر آنها حاکم است برای

ایجاد انگیزه، عاشق شدن، یا انجام هر کاری، اولین کانال تحریک کننده و برانگیزاننده آنها شنیدن (گوش) است. (برخلاف افراد بصری که باید ببیند) اینها دوست دارند مطلبی را هزار بار بشنوند تا ببینند.
ریتم کلام افراد سمعی دارای ضرب و آهنگ و طنین خاصی است، شمرده و موزون حرف می زنند نسبت به کلماتی که از دهانشان خارج می شود وسواس دارند. افراد سمعی در سخن گفتن سرعت متوسطی دارند اینها دوست دارند پیام محبت آمیز و عشق و علاقه شان را به طرف مقابل بگویند، زبان اینها زبان صوت و کلام است. اگر کسی آنها را دوست داشته باشد باید بگوید عزیزم تو را دوست دارم تا پیام را درک کنند آن هم با لحن عاشقانه و دوست داشتنی.

افراد سمعی فقط با حرف زدن متقاعد می شوند و به موسیقی و آواز و حرف زدن اهمیت و ارزش خاصی می دهند.

،. تکیه کلامهای مثل " بشنو، گوش کن، چه صدای گوش خراشی، وزوز، چه موسیقی خوشی، خوش صدا و..."




افراد لمسی:

این افراد ؛ بیشتر به کیفیتهای لمسی توجه می کنند . از آنچه لمس کرده اند بیشتر حرف می زنند و هیجانشان خیلی کم است . خیلی آرام اند . حتی یک نوع رخوت و سستی را می توان درآنها دید . احساس آنها از دیگران عمیق تر است و در ملایمت آنها متانت نیز هست.

لمسی ها، افرادی درونگرا، سنگین و منطقی هستند و امور را به صورت لمسی درونی و احساس درونی،
درک می کنند. انتخابهایشان سنگینی، محکمی، ثبات و آهستگی را مد نظر دارند و غالبا به کندی حرف می زنند، گوئی برای یافتن کلمات و جملا ت، مدتی در درون ذهن خویش می گردند.

لمسی ها را باید در آغوش کشید . دستانشان را به گرمی فشرد و دست تحسین و صمیمیت بر پشتشان زد.

افراد لمسی در تکیه کلا مهایشان کلمات لمسی را به کار می برند از جمله، قابل دسترس، سخت، سنگین، سبک، چقدر دلنشین، چه لطیف، چه زبر، چه آدم خشک و بی انعطافی، جملا تی چون «گوئی دنیا بر سرم خراب شده یا این درس چون کوه مقابلم است و چه سرد و بی روحی.


نکته قابل توجه اینکه این مشخصه هر سه گروه در تمام انسانها دیده می شوند ولی همیشه یک حس بر حسهای دیگر برتر و غالب است .

و یک سوال بزرگ و اساسی که زیاد از سوال می شود: چگونه متوجه بشویم طرف مقابل ما جزو کدام دسته هست ؟یا بعضا سوال می کنند که من سمعی هستم یا بصری؟در اینجا با یک تکنیک بسیار کاربردی به جوابتان خواهید رسید.

افراد نسبت به حس غالب خودشون اطلاعات را در مغزثبت و بایگانی می کنند و در زمان نیاز بر همان اساس جستجو و بررسی می کند بطور مثال یک فرد بصری هر زمان که از او سوال کنید که مجبور شود به اطلاعات بایگانی شده در مغز خود رجوع کند او بدنبال تصاویر در مغز می گردد.و راز بزرگ همینجاست که در آن زمان کافی است شما به مردمک چشمهای طرف مقابلتان نگاه کنید و بفهمید طرف مقابل شما جزوه کدام دسته ارتباطی می باشد (بالا: بصری ، گوشه ها: سمعی ، پایین: لمسی) و چون طرف مقابل شما بصری بوده مردمک چشم او بسمت بالا می رود.

و در پایان امید وارم این تکنیک بسیار کاربردی و مفید را در ارتباطات خود استفاده کنید و بعد از شناسایی طرف مقابل خود بر همان اساس ارتباطتان را ادامه دهید بعنوان مثال اگر طرف مقابلتان بصری بود به آن تصاویر و نمودار های مختلف نشان دهید یا اگر سمعی بودسعی کنید با آن حرف بزنید و یا اگر لمسی بود در صورت امکان آن را لمس کنید و درغیر اینصورت بر اساس احساسات با آن صحبت کنید تا طرف مقابل حرف و نظر شما را درک و بفهمد و شما نیز خیلی سریع در طرف مقابل نفوذ کرده و در نتیجه ارتباط قوی و موثری داشته باشید .

البته باتموم این حرفابعضی وقتاچه سخته شناختن تو

/ 0 نظر / 77 بازدید