خوابیده ام با گریه هایم پشت این گوشی

نویسنده: مه یار ارجمند راد

خوابیده ام با گریه هایم پشت این گوشی
کابوس من، رویـای تو، یک بی هم آغـوشی

خوابیده ام از درد بیـداری و تنــهـایی
از این همه شب، فکر، حسرت، مرگ، خاموشی

از «دوستت دارم ولی...» هایی که می گفتی
قولی که یادت هســت و عمــداً می فراموشی

از چشــم های گـربه ات با گـریه افتـادم
حالا به این ســوراخ تنهــاییـم می موشی!‏

وقتی تمــام مـردم ایـن شــهـر روباهند
چشــم تو سـگ دارد ولی در خـواب خرگوشی

خوابیـده ای آرام در آغـوش تنهــاییـت
میلرزم از سرمای آن چشمــی که می پوشی

 

هر مردی عاشق دو زن است: یکی مخلوق تخیلات اوست، ودیگری آن که هنوز زاده نشده است.

 

/ 1 نظر / 17 بازدید
آشنا

میخواهم پیچک شوم وحشی... بپیچم به پر و پای ثانیه هایت... تا حتی نتوانی لحظه ای بی من بودن را زندگی کنی