چقدرجمعه بعدازظهردوربودن ازچشا ی قشنگت سخته

با تو هوس عاشقی کردم معنی عشــقو تجربه کردم
بی تو برای تو گــریه کردم من قلبمو به تو هدیه کردم
من قلبمو به تو هدیه کردم

این تن بمیره این تن بمیره دلت سـراغی از من میگیره
بگو دلت سراغی از من میگیره

با تو هوس عاشقی کردم معنی عشــقو تجربه کردم
بی تو برای تو گــریه کردم من قلبمو به تو هدیه کردم
من قلبمو به تو هدیه کردم

این تن بمیره این تن بمیره دلت سـراغی از من میگیره
این تن بمیره این تن بمیره یادمو چشمات گردن میگیره
یادمو چشمات گردن میگیره

تو برام همه کسی همه جونم همه کس
از خدا فقط تورو آرزو دارمو بس
آره خوشبختی تو شده خوشــبختی من
با تو بودن تا ابد آرزومه گل من

خیلی خدایش هواتو کردم آخه کجایی دورت بگردم
خیلی خدایش هواتو کردم آخه کجایی دورت بگردم

این تن بمیره این تن بمیره
این تن بمیره این تن بمیره یادمو چشمات گردن میگیره
یادمو چشمات گردن میگیره

این تن بمیره این تن بمیره دلت سـراغی از من میگیره
این تن بمیره این تن بمیره یادمو چشمات گردن میگیره
یادمو چشمات گردن میگیره

/ 2 نظر / 12 بازدید

دروغ نگویم دلم برایت تنگ شده گاهی وقت ها یواشکی حالت را از آبِ چشم هایم می پرسم در این خشک سالی خدا را چه دیده ای شاید آسمان هم به هوای کسی سر بر سینه ی ابری سوخته بگذارد

با ساعت دلم، وقت دقيق آمدن توست من ايستادهام، مانند تك درخت سر كوچه با شاخههايي از آغوش با برگهايي از بوسه با ساعت غرورم- اما من ايستادهام، با شاخههايي از تابستان با برگهايي از پاييز هنگام شعلهور شدن من ، هنگام شعلهور شدن توست ها... چشمها را ميبندم ها... گوشها را ميگيرم با ساعت مشامم- اينك- وقت عبور عطر تن توست